***گروشام گرینچ
_ گروشام گرینچ... (1988)_
_جام نحس(در سال 2003 به بازگشت گروشام گرینچ تغییر نام پیدا کرد) ...(1999)_
***الکس رایدر
_دو صفر هیچ ...(2000)_
_مدرسه ی شوم...(2001)_
_کلید اسکلتی...(2002)_
_ضربه ی عقاب...(2003)_
_عقرب...(2004(_
_مالک صندوقچه...(2005(_
_سر ِمار...(2007)_
***برادران الماس
_شاهین مالتازر....(1986)_
_دومین دشمن عمومی...(1987)_
_به دست جنوب به دست جنوب شرقی...(1991)_
_مرد نامرئی...(2003)_
_معجون فرانسوی...(2003)_
_من میدانم تو چهارشنبه چه کار کردی...(2003)_
_فردی یونانی که کریسمس را دزدید...(2007)_
_قطعه ای از کوسه ی گم شده...(بزودی)_
***ستاره ی پنج ضلعی
_زنگ در شیطان...(1983)_
_شب عقرب...(1984)_
_قلعه ی نقره ای...(1986)_
_روز آژدها...(1989)_
***قدرت پنج(نگهبانان دروازه)_
_دروازه ی کلاغ...(یکم آگوست 2005(_
_ستاره ی شیطانی...(دوم آوریل2006)_
_طلوع شب...(سوم آوریل 2007)_
_گورستان:شهر مرگ...(سی اکتبر2008)(بزودی)_
***دیگر رمان ها
_ وارد شدن به فردریک کی باور...(1978)_
_راز شیطانی فردریک کی باور....(1979)_
_ میشا ،جادوگر و طلسم اسرار آمیز...(1981)_
_رابین شروود:مرد شنل پوش( با همکاری ریچارد کارپنتر)...(1986)_
_ماجراجویی...(1987)_
_ماجراجویی جدید ویلیام تل...(1987(_
_ شروع آشکار.... (1990)_
_مادر بزرگ...(1994)_
_کلید...(1996(_
_شیطان و پسرش...(1998(_
***رمان های بزرگسالان
_ویلیام اس...(1999(_
_بازی فکر(بعدها نامش به بازی تغییر کرد)...(2001)_
_جُک کشنده...(2004)_
_کشتار کلاغ...(2066)_
***مجموعه ها
_اسطوره ها و افسانه ها...(2001)_
_وحشت هورویتس...(1999)_
_وحشت بیشتر هورویتس...(2001)_
_کتاب افسانه ها و اسطوره های مرغ ماهیخوار...(2003)_
_سه تا از الماس ها...(2004)_
«آنتونی هورویتس» (متولد پنجم آوریل 1956), نویسنده و فیلم نامه نویسی انگلیسی است.اوکتاب های زیادی برای کودک و نوجوان نوشته است,که از آن ها میتوان به مجموعه های «الکس رایدر» و «برادران الماس» اشاره کرد.وی برای رسانه ها نیز بسیار نوشته است.برای مثال می توان مجموعه ی «هرکول پایرت»,که برگرفته شده از داستان های «هرکول پایرت آکاتا کریستی» است,را نام برد,که برای شبکه ی""ITVنوشته شده.همچنین وی نویسنده و خالق مجموعه ی «بازرس فویل» درITV است.
بیوگرافی
در حال حاضر آنتونی در شمال لندن با همسرش«جیل گرین» زندگی می کند.آن ها در پانزدهم آوریل 1988با هم ازدواج کردند.گرین,تولید کننده ی بازرس فویل,سریالی که هورویتس آن را برای ITVنوشته بود,است.آن ها صاحب دو پسر با نام های نیکولاس مارک(متولد 1989) و کاسیان جیمز (متولد 1991) هستند.آنتونی,خانواده را نیز در موفقیت هایش در نوشتن,شریک میداند,به گفته ی خودش آنها در ایده ها و تحقیقات به او کمک می کنند.
حرفه ی نویسندگی
1978_1991
سال1978 با انتشار نخستین کتابش «وارد شدن به فردریک کی باور» د ر سن بیست و سه سالگی,بسیاری از رویاهای او تحقق یافت وتنها یک سال بعد وی کتاب« راز شیطانی فردریک کی باو» را نیز در ادامه ی کتاب قبلی نوشت.در سال 1981 سومین داستان وی« میشا ،جادوگر و طلسم اسرار آمیز» نیز منتشر شد.اولین ستاره ی پنج راًس (خمسه ی) او با نام «زنگ در شیطان» منتشر شد.در این داستان شخصیت اصلی(مارتین هاپکینز),با شیطانی باستانی که تمام جهان را تهدید می کند به مبارزه بر می خیزد.فقط سه تا,از چهار داستان دیگرِ این مجموعه تا به حال نوشته شده است:شب ِعقرب(1984),قلعه ی نقره ای(1986) و روزِ اژدها(1989).
در حین نوشتن این رمان ها توجه او به شخصیت های افسانه ای جلب شد.او با همکاری «ریچارد کارپننتر»داستان «مرد روپوش دار» و همچنین«ماجراجویی های جدید ویلیام تل را» منتشر کرد.
ادامه ی این زندگی نامه ی زیبا را در ادامه مطلب مشاهده کنید
کتاب pas de panique! که در ایران با نام مدرسه جنی ها مدرسه جنی ها توسط کتاب لوک(وابسطه به انتشارات کاروان) اثری از از یاک ریوه است که مجموعه ای از داستان های کوتاه است. به نظر من برای کسانی که به داستان های کوتاه علاقمند هستند کتاب خوبی است.
جهت خواندن خلاصه کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید...
کتاب switch به معنی جا به جایی که در ایران به نام ژانوس، ستاره آرزو و چاپ اول آن از انتشارات لوک(وابسته به انتشارات کاروان) در سال1382 منتشر شده است. اثری دیگر از آنتونی هوروویتس است البته هم سطح آلکس رایدر و گروشام گرینج و ... نیست ولی باز هم خیلی قشنگ است.
خلاصه کتاب:
تاد اسپنر، تنها پسر یک تاجر ثروتند ، که هر چی بخواهد دارد. اما یک شب مرتکب اشتباه بزرگی می شود. درست زمانی که نباید، آرزویی می کند و زندگی اش را به راه دیگری می برد. زانوس ستاره آرزو، آرزویش را برآورده می کند و صبح که بیدار می شود، می بیند آدم دیگری است، جایش عوض شده ، ودورو برش را آدم های جنایت کار و فال گیران و قاتل ها و دزد ها گرفته اند. اما هیچ کدام از این ها آنقدر ها مهم نیست، چون تاد خیلی زود خیلی زود به واقعیت وحشتناکی پی می برد که زندگی اش را زیر و رو می کند. چیزی بد تر از قتل، دزدی و جنایت ...
بیوگرافی آنتونی هورویتس در سایت رسمی اش:
شاید زندگی آنتونی هورویتس نمونه ای از صفحات داستان زندگی چالز دیکنر یا برادران گریم باشد.در سال 1956 در اِستانور، در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد.آنتونی توسط پرستار های بچه تربیت شد، واطرافش را رانندگان ماشین و نوکران و خدمتکاران مشغول به کار برای او بودند. پدرش، آقای هورویتس تاجر ثروتمندی بود، مردی که برای «هارولد ویلسون» خرید و فروش می کرد.خودش در این باره می گوید: "چیزی که واضحه اینه که این اصلا برای کسی روشن نیست-" "پدرم مردی مرموز بود،"- پس هاله ای از بدگمانی و اسرار اطراف این مرد و کلماتش را فرا گرفته بود.به همان اندازه ای که این ناگوار به نظر می رسد، پدر آنتونی را ورشکستگی تهدید می کرد، تمام پول هایش را از حسابش در زوریخ، بانک سویسی برداشت و با نامی جعلی آن را به حساب دیگری سپرد و پس از آن مرد. مادرش سال ها به جست و جو پرداخت و کوشید تا پول ها را پیدا کند،اما موفق نشد و پول ها هیچ وقت پیدا نشد. این یکی از عواملی بود که نگاه آنتونی را نسبت چیزها شکل داد. امروز او می گوید:"من فکر می کنم که تنها کاری که با پول می توان انجام داد این است که آن را خرج کنی." مادر او،کسی که بسیار دوستش می داشت، به دلایل عجیبی در تولد سیزده سالگی اش به او جمجمه ی یک انسان را هدیه داد. مادر بزرگش، یکی دیگر از کسانی که شباهت به شخصیت دیکنز دارد، وجودی بدخواه و شیطان گونه داشت، نیرویی مخرب در زندگی اش بود. او می گوید که او " یک هیولای حقیقی در قالب انسان" بود، و اولین و بدترین رییس بد او بود.او به یاد می آورد: "من و خواهرم بعد از مرگش بر روی سنگ قبر او می رقصیدیم،"
یک کودک بدبخت و غمگین و چاق،آنتونی هیچ جایی را که به او آرامش دهد را نداشت.او به یاد می آورد:"وعده های غذایی خانوادگی، مقدار کالری اش به هزار می رسد ... من به صورت متحیر کننده ایبزرگ و دایره ای شکل بودم..." در شن هشت سالگی او را به مدرسه ی شبانه روزی فرستادند، که در آن آموزشی مناسب به او دادند تا شکل بگیرد. هنگامی که دور از خانه بود،آسودگی بسار زیادی به او دست می داد، مدرسه خود به تنهایی برایش ترس زیادی را به همراه می آورد،مخصوصا که مدیری داشته باشد که بچه ها را تا زمانی که خنریزی کنند،شلاق بزند. "یکبار مدیر به من گفت که در انجمنی بایستم و او در جلوی تمام دانش آموزان گفت:"این پسر واقعا احمق است،او فردا به بازی های کریسمس نخواهد آمد. هیچ وقت این زخم روحی من به طور کامل التیام نیافت." برای این که مصائب او و پسران دیگر را خلاصه کنیم، این بسیار متعجب کننده است که او هیچ گاه داستانی برای خونخواهی یا کیفر دادن نساخت.
پس چگونه پسری غمگین ،با پیشینه ای ممتاز، به خالق الکس رایدر پسر چهارده ساله ی جاسوس ام ای شش بریتانیا تبدیل شد؟ با این که کودکی او به او صدمات همیشگی بزرگی وارد کرد، اما این برای او هدیه ای نیز داشته است، این او را برای منبع غنی یی از عناصری برای حرفه ی نویسندگی آماده می کند.او آرامش دوران نوجوانی در فیلم های جیمز باندی که دیده یافت.طلسم باند را می توان به خوبی به روان چهارده سالگی شبیه کرد. "باند نوشابه،ماشین و لباس های مخصوص به خود را داشت. بچه ها فقط به آن ناخنک می زنند. این ورزشی های حقیقی نایک ، تخته های اسکیت حقیقی. اما من کاملا به این تنیجه رسیدم که چهارده ساله ها بهترین آدم های روی زمین اند. همه چیز هیجان انگیز است، سنی طلایی ست، فقط در نزدیکی مرد شدن، وقتی که همه چیز ممکن به نظر می رسد."
الکس راید به طور ناخواسته ای در سن چهارده سالگی به استخدام خدمات سری بریتانیا، ام ای شش در می آید. به زور در موقعیت هایی قرار می گیرد که یک بزرگسال معمولی در آن وحشت زده می شود و احتمالا آن را کشنده می یابدد، الکس به ندرت آرامش خود را از دست می دهد اما در آن زمان به شجاعت خود شک می کند. با استفاده از هوش و خلاقیت خود، و بدون کمک هیچ وسیله ی کشنده به ام ای شش کمک می کند و سبب خوشحالی اسمیترز های جاق و پریشان می شود. الکس این این توانایی را دارد که در هنگامی که کاملا ناموفق می شود،خود را نجات دهد.چه چیزی می تواند وحشتناک تر از این باشد که در یک معموریت خطرناک باشی و خود را در هنگامی ببینی که برای آن به کار گماشته شده ای، آیا این وضعیت این کارمند ام ای شش است، کسانی که او را چیزی بیش تر از یک وسیله ی مهم نمی بینند.
کتاب های بسیار موفق الکس رایدر عبارتند از: دو صفر هیچ، مدرسه ی شوم، کلید اسکلتی، ضربه ی عقاب، عقرب، مالک کشتی، و کتابی که در راه است، سر مار.
شاید آنتونی هورویتس پر کار ترین نویسنده ی انگلستان باشد. او نویسندگی را از هشت سالگی آغاز کرد، و از سن بیست سالگی آن را به عنوان کارش ادامه داد. او در آلونک راحتی در باغش بیش از ده ساعت از روزش را مشغول به نوشتن می شود. به غیر از کتاب های بسیار موفق الکس رایدر، او داستان سریالهای تلویزیونی جنایی زیادی را نوشته است، مانند،پایروت و قاتل در ذهن. او سریال دیگری را نیز نوشته است که بازرس فویل نام دارد، و به تازگی در ایالات متحده ی آمریکا به نمایش گذاشته می شود. و... آه بله ... داستان های بیشتری از الکس رایدر نیز در پیش است.همچنین آنتونی سری برادران الماس را نیز نوشته است.
ترجمه :میرا فلیم
منبع: طرفداران فانتزی بیوگرافی انتونی هوروویتس
من این مطلبو از سایتhttp://darrenshanfans.ir نوشتم .(برای ذکر منبع)
دانلود فصل ۱ تا ۹ کتاب سایه مرگ
در مدت پخش کتاب هری پاتر پاتر افراد زیادی ادای دروغی بر این داشتند که خانم رولینگ کتاب هری پاتر را از روی نوشته های ما نوشته است . اما همانطور که می دانید ادای آنها دروغی بیش نبوده من پریروز کتابی 330 صفحه ای به نام گروشام گرینج و جام نحس نوشته آنتونی هوروویتس(نویسنده کتاب آلکس رایدر،اتوبوس شب رو، ترس و...) را شروع کردم پس از خواندن این کتاب متوجه شباهت عجیبی که نمی تواند اتفاقی باشد شدم. طبق تحقیقاتی که من داشته ام تاریخ انتشار این کتاب قبل از تاریخ انتشار کتاب اول هری پاتر است ولی من قبلا هیچ ادایی از آقای هوروویتس نشنیده ام (چه نویسنده قانعی).
تشابهات دو کتاب(تا آنجا که من فهمیده ام): ط:طبیعی غ:غیر طبیعی خ غ : خیلی غیر طبیعی
1-جادو {ط} 2-تعلیم جادو در مدرسه ای به صورت قلعه {غ} 3-والدینی که از بچه خوششان نمی آید {غ} 4-غاری مخفی در مدرسه (مانند تالار اسرار) {غ} 5-پدری چاق وعصبانی و مادری لاغر و چشمو هم چشم {غ} 6-عمه ای چاغ که باد می کند {غ} 7-نوشتن امتیازات هر فرددر تابلویی و کم و زیاد شدن امتیازات بر حسب معیار های درسی و انظباطی {غ} 8-رابطه ای حسودانه بین دوپسر بر سر یک دختر(مانند هری و چو) {ط} 9-وجود سه دوست 2 پسر ویک دختر که یکی از پسر ها چاق و ساده لوح است 10-مسابقه ای برای بردن یک جام {غ} 11-معلمی گرگنما {خ غ} 12-مکان مدرسه در نقشه وجود ندارد {غ}
شما چه فکر می کنید؟
ترتیب زمانی کتاب های وارکرفت به نقل سایت بلیزارد:
|
Novel |
Span of time (year) |
|
The wlee of eternity(Richard A.knaak) The demon soul(Richard A.knaak) The sundering(Richard A.knaak) |
-10000 |
|
Rice of the horde(Christie Golden) |
-1 |
|
The last guardian(jeff grub) |
0 |
|
Day of the dragon (Richard A.knaak) |
10 |
|
lord of the clans(Christie Golden) |
18 |
|
Of blood and honor(chris metzen) |
19 |
|
The sunwell trilogy |
23 |
|
Cycle of hotred(keith R.A. de candido) |
24 |
آرتمیس فاول و طلسم زمان آگوست 2008 منتشر می شود!
آرتمیس فاول با جن های مسلح،گابلین های شورشی،ترول های تشنه به خون و دیوهای مهاجر زمان مبارزه کرده است.حالا،آرتمیس با وحشتناک ترین دشمنش تا به حال روبه رو میشود،یعنی…خودش!
وقتی آرتمیس بعد از سه سال متوالی مفقودیت،از برزخ هایبراس برمیگردد،سعی میکند به همراه والدین و دو برادر تازه متولد شده اش زندگی معمولی و بدون اقدامات تبهکارانه ای در پیش بگیرد،ولی در همین حین،مادر آرتمیس دچار بیماری مرموز و خطرناکی میشود،بیماری ای که سالیان پیش باعث مرگ تعداد زیادی از جن ها و قوم خاص شده بود.و حالا او مجبور میشود که در زمان به عقب برگردد و دوای نایاب این بیماری را از خود شیطان صفتش در زمان جوانی بدزدد.درست است،او و دوست متحدش،هالی شورت الف،راهی جنگی بر علیه خودش میشود،و در این نبرد فقط یک برنده وجود دارد...
منبع:سایت رسمی انگلیسی آرتمیس فاول
همه می گویند که سه گانه وراثت (اراگون، الدست1و الدست2) چرا اینقدر مسخره تمام شده است. جالب است بدانید که این سه گانه هنوز تمام نشده است کتاب سوم این مجموعه پر خواننده هنوز منتشر نشده است و تا آنجا که خبر دارم کتاب سوم این مجموعه توسط نشر وسعت در آبان ماه 1387 منتشر می شود به نظر شما اسم کتاب سوم چیست؟
...
...
بریسینگر(brisinger)
جهت خواندن خلاصه کتاب اول به ادامه مطلب رجوع کنید...

